ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

486

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) كسانى از فقيهان و محدثان كه از تابعان و جز ايشان پس از اين گروه در جزيره بوده‌اند ميمون بن مهران كنيه‌اش ابو ايوب و محدثى مورد اعتماد و پرحديث بوده است . هيثم بن عدى از گفتهء عمرو پسر ميمون بن مهران ما را خبر داد كه مىگفته است * به پدرم گفتم از كدام قبيله‌اى ؟ گفت پدرم از بردگان خاندان نصر بن معاويه بود كه پيمان نامهء آزادى با آنان نوشته بود و تعهدهاى خود را انجام داد و آزاد شد و خودم بردهء زنى به نام ام نمير از تيرهء ازجد قبيله ثمالة بودم كه مرا آزاد كرد و من مقيم كوفه بودم و چون فتنه و جنگ جماجم « 1 » درگرفت از كوفه به جزيره كوچ كردم . هيثم بن عدى مىگويد آغاز جنگ جماجم به سال هشتادم هجرت و جنگ دجيل به آخر سال هشتاد و يك و پايان جنگ جماجم در آغاز سال هشتاد و دوم بوده است . عبد اللّه بن جعفر رقى از گفتهء ابو مليح ما را خبر داد كه مىگفته است * از ميمون بن مهران شنيدم مىگفت من به سال جماعت « 2 » يعنى سال چهلم هجرت زاده شده‌ام . گفته‌اند ميمون بن مهران از سوى عمر بن عبد العزيز سرپرست خراج جزيره و پسرش عمرو بن ميمون سرپرست ديوان بوده‌اند . گفته‌اند ميمون بزاز و سرپرست خراج بوده است و در دكان پارچه فروشى خود مىنشسته است . ميمون نامه‌يى به عمر بن عبد العزيز نوشت و تقاضا كرد او را از سرپرستى خراج معاف دارد ، عمر بن عبد العزيز براى او نوشت خراج درمى است كه به حق مىگيرى و آن را در حق هزينه مىكنى استعفاى تو از اين كار چه معنى دارد ؟ ميمون تا هنگامى كه عمر بن عبد العزيز زنده بود همچنان سرپرستى خراج را بر عهده داشت و چون عمر بن عبد العزيز

--> ( 1 ) اين فتنه و جنگ كه ميان ابن اشعث و حجاج بن يوسف بوده است حدود دو سال طول كشيده است . به ترجمه اخبار الطوال ، صص 360 و 365 به قلم اين بنده ، تهران ، نشر نى ، 1364 خورشيدى مراجعه فرماييد . ( 2 ) سال چهلم هجرت از سوى امويان به سال جماعت نام نهاده شده است !